تبليغاتX
جوک نامه

حذف وبلاگ

سلام :

از همه ی دوستان به خاطر لطفشون ممنونم .

این وبلاگ در تاریخ ۱/۸/۸۸ حذف خواهد شد. حالا ، به خاطر برخی از مسائل از جمله دانشجو بودن وحجم سنگین درس ها .

باز هم از تمامی دوستان تشکر میکنم.

موفق و سر بلند باشید.

!! نوشته شده توسط امیر | 16:45 | پنجشنبه نهم مهر 1388 •

جوک های مثلا بامزه

1.یارو با ماشینش تو برفا گیر می کنه زنجیر نداشته سینه می زنه!

2.یارو تو آینه عکس خودشو می بینه بعد می گه: اِ ........ این چه آشناست ! بعد از یه ساعت فکر کردن داد می زنه:فهمیدم ........

www.jokname.blogfa.com

کریس رونالدو هم داره می خنده ، اگه خنده هم نداره یه کم بخند روحیت عوض بشه..

ادامه جوک ها رو در ادامه مطلب بخونید ............................


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط امیر | 15:3 | سه شنبه دهم شهریور 1388 •

تست هوش(1)

یک تست هوش :

پدر سارا ۵ دختر داره ، نو نو ، نانا ، نه نه ، نی نی . . .

خوب اگه گفتی اسم پنجمی چیه؟؟؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

 

.

.

.

.

.

www.jokname.blogfa.com

برو ادامه مطلب.........................

 


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط امیر | 0:19 | سه شنبه سوم شهریور 1388 •

طرفداران فوتبال

در این پست عکس های طرفداران فوتبال در کشورهای مختلف را براتون گذاشتم امیدوارم که خوشتون بیاد

www.jokname.blogfa.com.

بقیه عکس ها رو حتما در ادامه مطلب ببینید ...


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط امیر | 1:13 | سه شنبه بیست و هفتم مرداد 1388 •

عکس های خوشمزه (سری 1)

سلام دوستان :

یه خبر خوب براتون دارم ، از امروز به بعد منتظر عکس های خوشمزه و با نمک باشید .

عکس ها خیلی توپه ببینید و لذت ببرید .

لطفا نظرت یادت نره .

این عکس خانواده ی آقای خروس هست که میبینید با چه محبتی در کنار هم ایستادند 

عکس خانوادگی

برای دیدن بقیه عکس ها به ادامه مطلب بروید....


ادامه مطلب
!! نوشته شده توسط امیر | 16:7 | پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388 •

نمی گن بچه بابا،می گن بچه ننه

چرا ميگن بچه ننه نمي گن بچه بابا ؟

مامان
- بعله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام ...
- باشه .
- مامان
- بعله ؟
- من شير مي خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من جيش دارم
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من سوپ خرچنگ مي خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من ازون لباس خلبانيا مي خوام
- باشه
- مامان
- بعله؟
- من بوس مي خوام
- قربونت بشم
- مامان
- جونم ؟
- من شوكولات آناناسي مي خوام
- باشه
- مامان
- بعله ؟
- من دوست مي خوام
- خب
- مامان
- بعله ؟
- من يه خط موبايل مي خوام با گوشي سوني
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من يه مهموني باحال مي خوام
- باشه عزيزم
- مامان
- بعله ؟
- من زن مي خوام
- باشه عزيز دلم
- مامان
- بعله ؟
- من ديگه زن نمي خوام
- اوا ... باشه
- مامان
- .. بعله
- من كوفته تبريزي مي خوام
- چشم
- مامان
- بعله ؟
- من بغل مي خوام
- بيا عزيزم
- مامان
- بعله ؟
- مامان
- بعله
- مامان
- ... جونم ؟
- مامان حالت خوبه
- آره
- مامان ؟
- چي مي خواي عزيزم
- تو رو مي خوام .. خيلي
- ...


***

- بابا
- بعله ؟
- من مي خوام به دنيا بيام
- به من چه بچه .. به مامانت بگو
- بابا
- هان؟
- من شير مي خوام
- لا اله الا الله
- بابا
- چته ؟
- من ازون ماشين كوكي هاي قرمز مي خوام
- آروم بگير بچه
- بابا
- اههههه
- من پول مي خوام
- چي ؟؟؟؟ !!!
- بابا
- اوهوم ؟
- منو مي بري پارك ؟
- من ماشينمو نمي برم تو پارك تو رو ببرم ؟
- بابا
- هان ؟
- من زن مي خوام
- اي بچه پررو .. دهنت بو شير مي ده هنوز
- بابا
- ....
- من جيش دارم
- پوففف
- بابا
- درد
- من زن نمي خوام
- به درك
- بابا
- بلا
- تقصير تو بود كه من به دنيا اومدم يا مامان
- تقصير عمه ات
- بابا
- زهرمار
- من يه اتاق شخصي مي خوام
- بشين بچه
- بابا
- مرض
- منو دوس داري
- ها ؟
- بابا
- ...
- بابا
- خررر پفففف
- بابا
- خفه
- بابا
- ديگه چته ؟
- من مامانمو مي خوام
- از اول همينو بگو ... جونت در بياد

!! نوشته شده توسط امیر | 20:22 | سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 •

جوک های مردانه

جوک های مردانه (مردان بخوانند)

1.خداوند ديد مرد گرسنه است نان را آفريد ديد تشنه است آب را آفريد ديد در تاريكي است نور را آفريد ديد هيچ مشكل ديگه اي نداره زن را آفريد!

2.بيشتر مردها 2 آرزوي بزرگ دارند، اول داشتن خونه، دوم داشتن ماشين براي فرار از خونه!

3.مثل هندی: ریشه ی تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین .

4.سريع ترين دوربين جهان اختراع شد . اين دوربين مي تونه از خانوم ها در لحظه اي كه دهانشون بسته است عكس بگيره ! 

5.ضرب المثل روسی: دو چیز همیشه باید تازه باشند؛ عشق و تخم مرغ !

6.ضرب المثل آمریکایی: سه چیز را زود به زود عوض کن؛ زن، عشق و پیراهن زیر!

7.در پي کاهش جمعيت پسران نسبت به دختران:

درخيابان: دختر:جـــــــــووون! جيگرتــــــــــــــــو! پسر: ايييييييييييش! گمشو! دختر: شماره بدم زنگ مي‌زني؟! پسر: واه واه ! مگه خودت برادر و پدر نداري! واسه چي مزاحم پسر مردم مي‌شي  !

 ۸.اولی: امان از دست این زنها! زنم تمام دارائی ام را برداشت و رفت.
دومی: خوش به حالت! زن من تمام دارائی ام رو برداشت و نرفت!

۹.يه مرد احمق به يه زن ميگه ساکت باش اما يک مرد دانا به يه زن ميگه نمي دوني وقتي لبهات بسته اند چقدر خوشکل ميشي

۱۰.زن: عزیزم! یادته روز خواستگاری وقتی ازت پرسیدم چرا می خوای با من ازدواج کنی، چی گفتی؟
شوهر: آره، خوب یادمه،
گفتم: می خواهم یک نفر را در زندگی خوشبخت کنم.
زن: خوب، پس چی شد؟
شوهر: خوب، خوشبخت کردم دیگه.
زن: کیو خوشبخت کردی؟
شوهر: همون بیچاره ای رو که ممکن بود با تو ازدواج کنه!

۱۱.قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود، بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد!

۱۲.سه نفر می میرن، از یکی می پرسن به نظرت اینا می رن بهشت یا جهنم؟ می گه: اولی باید بره به بهشت، دومی باید بره به جهنم، سومی رو هم باید بفرستن توی طویله. می پرسند چرا؟می گه: اولی متاهل بوده، دنیا براش جهنم بوده، دومی مجرد بوده، دنیا براش بهشت بوده، سومی متاهل بوده، زنش مُرده... مرتیکه الاغ رفته دوباره زن گرفته!

۱۳.یک روز سه زن که سر یک چیز پیش پا افتاده دعوایشان شده بود در کلانتری با صدای بلند داد و بیداد راه انداخته بودند. طوری که کم مانده بود شیشه ها ترک بردارند. ظاهرا قصد ساکت شدن هم نداشتند. اما وقتی مامور پلیس به آنها گفت که اول کسی که بزرگ تر از دو نفر دیگر است، حرفش را بزند، همه آنها ساکت شدند!

۱۴.دخترها هر چقدر هم كه با هم فرق داشته باشن تو يه چيزي مشتركن....اونم اينه كه همشون ميگن كه با بقيه فرق دارن

!! نوشته شده توسط امیر | 19:30 | سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 •

جوک های زنانه


 جوک های زنانه (زنان بخوانند)

1. به زی زی (زن زلیل) می گن: ای زی زی (زن ذلیل)! چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟ میگه خوب اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!

2. بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!

3.از یه دختر می‌پرسن: چرا شما به پسرا میگین BF؟ میگه: آخه مخفف كلمات: بدبخت فلك زده است

4.روز قيامت خدا مي گه مرداي زن ذليل برن اون طرف وايستن بقيه اين طرف. همه مردا مي رن تو قسمت زن ذليل ها واي ميستن به جز يک نفر. خدا هيجان زده مي شه کلي اون مرد رو تشويق مي کنه و بعد ازش مي پرسه: تو چرا نرفتي اون طرف؟ آقاهه مي گه: زنم گفته همين جا وايسا جُم نخور تا من برگردم.

 5.وقتي زنت خونه نيست چه كار مي‌كني؟ استراحت. وقتي هست چي؟ استقامت!

 6.اگر ديدي مردي در ماشين رو بري خانمش باز کرد مطمئن باشيد که يا ماشين نو است يا خانم!

 7.کابينه زندگي مشترک: زن=وزير سلب آسايش ، شوهر= وزير کار ، مادر زن= وزيرجنگ ، مادر شوهر=وزير اغتشاشات ، خواهر زن= جاسوس دو جانبه ، خواهر شوهر= وزيراطلاعات و بازرسي ، پدر زن= وزير ارشاد ، پدر شوهر= رئيس تشخيص مصلحت !
!! نوشته شده توسط امیر | 19:21 | سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 •

آموزش رد شدن از خیابان

نسخه جدید آموزش عبور از خیابان به کودکان :

اول به سمت چپ که محل عبور ماشینهاست نگاه می کنیم  

بعد به سمت راست که محل عبور موتور هاست نگاه می کنیم

بعد به سمت بالا نگاه می کنیم که محل عبور هواپیماست

سپس با روحی آرام و قلبی مطمئن پا به خیابان می گذاریم

!! نوشته شده توسط امیر | 19:3 | یکشنبه یازدهم مرداد 1388 •

نامه ی مادر

نامه ای مادری به پسر سربازش

گضنفر جان سلام :

ما اینجا حالمان خوب است . امیدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد.این نامه را من می گویم و جعفر خان کفاش براید مینویسد . بهش گفتم که این گضنفر ما تا کلاس سوم بیشتر نرفته و نمیتواند تند تند بخواند ، آروم آروم بنویس که پسرم نامه راراحت بخواند و عقب نماند . وقتی تو رفتی ما هم از آن خانه اسباب کشی کردیم . پدرت توی صفحه ی حوادث خوانده بود که بیشتر اتفاقات توی ۱۰ کیلو متری خانه ما اتفاق میافته ما هم ۱۰ کیلو متر اینورتر اسباب کشی کردیم ، اینجوری دیگر لازم نیست که پدرت هر روز بیخودی پول روز نامه بدهد . آدرس جدید هم نداریم. خواستی نامه بفرستی به همان آدرس قبلی بفرست . پدرت شماره پلاک خانه قبلی را آورده و اینجا نصب کرده که دوستان و فامیل آگه خواستن بیان به همون آدرس فبلی بیان.

آب و هوای اینجا خیلی خوب نیست . همین هفته پیش دو بار بارون اومد . اولیش ۴ روز طول کشید ،دومیش۳ روز . ولی این هفته دومیش بیشتر از اولیش طول کشید.

گضنفر جان ،آن کت و شلوار نارنجیه که خواسته بودی را مجبور شدم جدا جدا برایت پست کنم .آن دکمه فلزی ها پاکت را سنگین میکرد . ولی نگران نباش دکمه ها را جدا کردم و جداگانه توی کارتن مقوایی برایت فرستادم .

پدرت هم که کارش را عوض کرده . میگه هر روز ۹۰۰،۸۰۰ نفر آدم زیر دستش هستن . از کارش راضیه الحمد الله . هر روز صبح میره سر کار تو بهشت زهرا ،چمنهای اونجا روکوتاه میکنه و شب میاد خونه.

 

 

ببخشید معطل شدی ، جعفر خان کفاش رفته بود دستشویی حالا برگشت.

دیروز خواهرت فاطی را بردم کلاس شنا . گفتن که فقط اجازه دارن مایو یه تیکه بپوشن . این دختره هم که فقط یه مایو بیشتر نداره ، اون هم دو تیکه است . بهش گفتم ننه من که عقلم به جایی قد نمیده خودت تصمیم بگیر که کدوم تیکه رو نپوشی.

اون یکی خواهرت هم امروز صبح فارغ شد . هنوز نمیدونم بچه اش دختره یا پسره . فهمیدم بهت خبر میدم که بدونی بالاخره به سلامتی عمو شدی یا دایی.

راستی پدر حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصیت کرده بود که بدنش را به آب دریا بیندازند حسن آقا هم طفلکی وقتی داشت زیر دریا برای مرحوم پدرش قبر میکند نفس کم آورد و مرد! شرمنده

همین دیگه ... خبر جدیدینیست.

قربانت ... مادرت

راستی :گضنفر جان خواستم برات یه خرده پول پست کنم ، ولی وقتی یادم افتاد که دیگه خیلی دیر شده بود و این نامه را برایت پست کرده بودم.

 

!! نوشته شده توسط امیر | 18:39 | یکشنبه یازدهم مرداد 1388 •

RSS